مقارحةلغتنامه دهخدامقارحة. [ م ُ رَ ح َ ] (ع مص ) روباروی شدن و مقابله نمودن . قِراح . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مواجهه . (اقرب الموارد).
مقامحةلغتنامه دهخدامقامحة. [ م ُ م ِ ح َ ](ع ص ) شترانی که از سرما و یا از بیماری آب نخورند و سر باز زنند از آب . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). شترانی که به آبشخور درآیند و از
مقامحةلغتنامه دهخدامقامحة. [ م ُ م َ ح َ ] (ع مص ) بر آبخور آمدن شتران و آب ناخوردن آن از بیماری و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). وارد شدن شتران بر آب و از سرما و یا از بیماری
مصارحةلغتنامه دهخدامصارحة. [ م ُ رَ ح َ ](ع مص ) رویاروی دشنام دادن کسی را. (از منتهی الارب )(آنندراج ). صراح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پیدا و آشکار کردن چیزی را که در د
مضارحةلغتنامه دهخدامضارحة. [ م ُ رَ ح َ ] (ع مص ) همدیگر را دشنام دادن . || تیر انداختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || قریب شدن . (منتهی الارب )
مطارحةلغتنامه دهخدامطارحة. [ م ُ رَ ح َ ] (ع مص ) مسئله بر یکدیگر افکندن . (تاج المصادر بیهقی ). با کسی سخن فااوگندن . (زوزنی ). با کسی سخن گفتن . (غیاث ) (آنندراج ). مطارحةالکلام