محظوراتلغتنامه دهخدامحظورات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ محظورة. چیزهای حرام و ناروا و غیرمشروع . یقال : الضرورات تبیح المحظورات . (ناظم الاطباء) : راه تظاهر به خمر و زمر و محظورات شرع
محظوظفرهنگ مترادف و متضاد۱. بختیار، برخوردار، بهرهمند، بهرهور، متمتع، مستفیض ۲. خوشحال، شاد، مبتهج، مسرور، مشعوف، مفرح
محظوظ شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهرهور شدن، بهرهمند شدن، متمتع شدن، برخوردار شدن ۲. حظ کردن، حظ بردن، لذتبردن ۳. خشنود شدن