مماشاةلغتنامه دهخدامماشاة. [ م ُ ] (ع مص ) با هم رفتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با کسی رفتن . (مجمل اللغة) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). با کسی
مماداةلغتنامه دهخدامماداة. [ م ُ ] (ع مص ) پر کردن . (منتهی الارب ). مِداء. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مداء شود.
محاشاةلغتنامه دهخدامحاشاة. [ م ُ ] (ع مص ) استثناء کردن . (تاج المصادر زوزنی ). استثناء کردن کسی را از جماعتی . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
مخاشاةلغتنامه دهخدامخاشاة. [ م ُ ] (ع مص ) (از «خ ش ی ») نبرد کردن با کسی به ترسیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). با کسی نبرد کردن . (از تاج المصادر بیهقی ). یقال