منابذةلغتنامه دهخدامنابذة. [ م ُ ب َ ذَ] (ع مص ) بر خود پیچیدن هر دو فریق در جنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بر هم پیچیدن دو گروه در جنگ . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ||
منابزةلغتنامه دهخدامنابزة. [ م ُ ب َ زَ ] (ع مص ) بر همدیگر لقب نهادن و نامیدن یکدیگر را. (ناظم الاطباء).
منابلةلغتنامه دهخدامنابلة. [ م ُ ب َ ل َ ] (ع مص ) با کسی نبردکردن به نبیلی و تیر انداختن . (تاج المصادر بیهقی ). نبرد کردن در تیر انداختن و در فضل و آگاهی . (منتهی الارب ) (آنندر
منبذةلغتنامه دهخدامنبذة. [ مِم ْ ب َ ذَ ] (ع ص ) بالش سر. (مهذب الاسماء). بالین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). وساده . ج ، منابذ. (اقرب الموارد).
مهابذةلغتنامه دهخدامهابذة.[ م ُ ب َ ذَ ] (ع مص ) شتابی کردن در رفتن و در پریدن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (آنندراج ). بشتابیدن . (المصادر زوزنی ). شتافتن . (تاج المصادر بی
برنامة منابعresource planواژههای مصوب فرهنگستانبخشی از تعریف پروژه که در آن به چگونگی تخصیص منابع و خدمات پشتیبانی و زیربنایی و استفاده از خدمات اشخاص ثالث اشاره شده است