منیژلغتنامه دهخدامنیژ. [ م َ ] (اِخ )دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز است و 100 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).
منیژهلغتنامه دهخدامنیژه . [ م َ ژَ / ژِ ] (اِخ ) یا منیجه که نام دختر افراسیاب باشد و بیژن پسر گیو به او عاشق بود. (برهان ) (جهانگیری ) (غیاث ). دختر افراسیاب . (فرهنگ رشیدی ). ن
منیژهفرهنگ نامها(تلفظ: maniže) (در اعلام) نام دختر افراسیاب که داستان او با بیژن یکی از پر آوازهترین و دلکشترین داستانهای شاهنامه میباشد .
منیلغتنامه دهخدامنی . [ م َ نا ] (ع اِ) مرگ .(آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تقدیر خدای تعالی . (منتهی الارب )(آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اق
منیلغتنامه دهخدامنی . [ م َ / م َ نی ی ] (ع اِ) در عربی به معنی آب پشت . (غیاث ) (آنندراج ). آب مرد و زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، مُنی ّ. (ناظم الاطباء). آب مرد و ز