منزلگاهلغتنامه دهخدامنزلگاه . [ م َ زِ ] (اِ مرکب ) کاروانسرا و جایی که در آن مسافر منزل می کند. (ناظم الاطباء). جایی که مسافران و کاروانیان در آن فرودآیند. منزلگه : بیرون از وی من
منزلگاهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جای فرود آمدن.۲. جایی که مسافران در آن فرود آیند؛ کاروانسرا. منزلگاه کردن: (مصدر لازم) [قدیمی] اقامت کردن: ◻︎ هرکجا دیدی آبخورد و گیاه / کردی آنجا دوهفته من
منزلگاهapartment hotelواژههای مصوب فرهنگستاناقامتگاهی دارای کاشانههای متعدد برای اقامت مسافران و مهمانان و پذیرایی از آنها متـ . هتلآپارتمان