متهاونلغتنامه دهخدامتهاون . [ م ُ ت َ وِ ] (ع ص ) سستی کننده . (غیاث ) (آنندراج ). کسی که حقیر می شمارد و غفلت می کند و سبک می گیرد. (ناظم الاطباء) : عامی متعبد پیاده رفته است و ع
متهانفلغتنامه دهخدامتهانف . [ م ُت َ ن ِ ] (ع ص ) آنکه خنده ٔ نرم کند فوق تبسم و مانندخنده ٔ فسوس کننده . (آنندراج ). خنده کننده ٔ به فسوس . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از ا
متهاجرلغتنامه دهخدامتهاجر. [ م ُ ت َ ج ِ ] (ع ص ) همدیگر برنده وجدایی کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). از یکدیگر جدا شده و تفریق کرده و از همدیگر دوری کرده