متألهینلغتنامه دهخدامتألهین . [ م ُ ت َ ءَل ْ ل ِ ] (ع ص ، اِ) به معنی پرستش کنندگان و عبادت کنندگان حق تعالی و حکمای صاحب اسلام . (آنندراج ) (غیاث ). ج ِ متأله در حالت نصبی و جر
متأججلغتنامه دهخدامتأجج . [ م ُ ت َ ءَج ْ ج ِ ] (ع ص ) سوزنده . (ناظم الاطباء). || غضبناک و خشمناک . (ناظم الاطباء). و رجوع به تأجج شود.
چمتاکلغتنامه دهخداچمتاک . [ چ َ ] (اِ) کفش و پای افزار را گویند. (برهان ). کفش را گویند و آن را چمتک و چمشاک و چمشک نیز گویند. (جهانگیری ). کفش و پای افزار و آن را چمتک نیز گویند
متاوجلغتنامه دهخدامتاوج . [ م ُ وَ ] (ع اِ) آن جزء از سر که بر آن تاج قرار می گیرد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
متاوجلغتنامه دهخدامتاوج . [ م ُ وِ ] (ع ص ) تاجدار و با افسر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). کلاه پوش . (آنندراج ).