متجاهرلغتنامه دهخدامتجاهر. [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) کسی که آشکارا و بی پرده و حجاب کار می کند. (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). کسی که عمل خویش را به قصد آشکارا سازد. (فرهنگ فا
متون اهرامPyramid Textsواژههای مصوب فرهنگستانمتونی شامل حدود هشتصد دعا و ورد که حدوداً در ده هِرم از اهرام مصر، از زمان «اوناس» آخرین فرعون سلسلۀ پنجم به بعد، بر روی دیوار گورخانهها و دالانهای منتهی به آ
چمتکلغتنامه دهخداچمتک . [ چ َ ت َ ] (اِ) به معنی چمتاک است که کفش و پای افزار باشد. (برهان ). به معنی چمتاک و چمشاک است . (جهانگیری ). کفش و پای افزار. (ناظم الاطباء). و رجوع به
چمتولغتنامه دهخداچمتو. [ چ َ ] (اِخ ) ده کوچکی از دهستان اشکور پایین بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در 57 هزارگزی جنوب رودسر و 6 هزارگزی شوئیل واقع است و 79 تن سکنه دارد. آبش از چ
کمتلغتنامه دهخداکمت . [ ک َ ] (ع مص ) پوشیدن خشم را. (از آنندراج ): کمت الغیظ کمتاً؛ پوشید خشم را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || کمیت گردیدن اسب . (ناظم الاطباء) (آنندرا