متوشوشلغتنامه دهخدامتوشوش . [ م ُ ت َ وَ وِ ] (ع ص ) جنبنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). جنبیده و حرکت کرده . (ناظم الاطباء). || همدیگر پس و پیش و زیر و زبر ش
مقاومت شکستگیfracture strength 2, breaking strengthواژههای مصوب فرهنگستانتنش دیفرانسیل در لحظۀ شکست سنگ