مهراوهواژهنامه آزاد1:مهراوه،نام ایرانی برای دختر و تشکیل شده از واژه ی "مهر" به معنی خورشید یا محبت ،و پسوند شباهت "اوه" است. 2:مهراوه، نام مکان است،"مهر "به معنای خورشید و "آوه"
مهرالغتنامه دهخدامهرا. [ ] (اِخ ) شهرکی است به ناحیت پارس از حدود گور، بسیارنعمت و آبادان و با آبهای روان . (حدود العالم چ دانشگاه ص 132).
مهرالغتنامه دهخدامهرا. [ م ِ ] (اِخ ) نام والی کابل است که رستم از دختر او تولد یافت . (برهان ) (جهانگیری ). اما صحیح کلمه مهراب است . رجوع به مهراب شود.
مهرالغتنامه دهخدامهرا. [ م ُ هََ رْ را ] (از ع ، ص ) مُهَرَّاء. نعت مفعولی از مصدر تهرئة به معنی نیک پختن گوشت و جز آن . (منتهی الارب ). نیک پخته و مضمحل گردیده . (جهانگیری ) (ب
مهراجلغتنامه دهخدامهراج . [ م َ ] (سانسکریت ، ص مرکب ، اِ مرکب ) مه راجه . مهاراجه . راجه ٔ بزرگ . و آن لقبی است فرمانروایان نواحی هند را. نام پادشاه هند. پادشاه هندوستان و هندوا