مهموسةلغتنامه دهخدامهموسة. [ م َ س َ ] (ع ص ) تأنیث مهموس . || حروف تهجی که به صورت نرم و پست ادا شود. (غیاث ).- حروف مهموسة ؛ ده حرف است و مجموع آن ده حرف در سه کلمه ٔ «حثه شخص
مهموسلغتنامه دهخدامهموس . [ م َ ] (ع ص ) آهسته . خفی (آواز). مخفی و پنهان و نهان . (ناظم الاطباء). حرفی که به سستی و آهستگی تلفظ گردد. کلام مهموس ؛ سخن غیر ظاهر و آهسته . (از اقر
حرف مهموسلغتنامه دهخداحرف مهموس . [ ح َ ف ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرفی که هنگام حرکت جریان تنفس حبس نگردد: س ، ش ، ح ، خ ، ت ، ث ، ص ، ف ، ک ، هَ . زیرا که در حروف مهموسه تکی
مهمفرهنگ مترادف و متضاد۱. بااهمیت، بسزا، خطیر، پراهمیت، اصلی، حیاتی، اساسی، جدی، عظیم، عمده، گرانبها ≠ کماهمیت، غیرمهم ۲. برجسته، گرانمایه، معتبر، ممتاز
مهمدیکشنری فارسی به انگلیسیbig, cardinal, consequential, considerable, decisive, earnest, earthshaking, epochal, eventful, fateful, focal, grave, historic, important, key, materials, news