مهاءلغتنامه دهخدامهاء. [ م َ ] (ع اِ) کجی و عیب کاسه و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). عیب و کجی در کاسه و جز آن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کمهاءلغتنامه دهخداکمهاء. [ ک َ ] (ع ص ) مؤنث اکمه . (اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به اکمه شود.
مهالغتنامه دهخدامها. [ م َ ] (ع اِ) ج ِ مهاة. (اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به مهاة شود.
مهالغتنامه دهخدامها. [ م َ / م ُ ] (اِ) سنگی است مانند بلور و بعضی گویند بلور است . (برهان ). بلور. (دهار) (مهذب الاسماء). کوارتز متبلور را گویند که به نام بلور سنگ نیز مشهور ا