خطیابیline hunting, LHواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که مشترک با استفاده از آن میتواند با گرفتن یک شماره و دستیابی به تعدادی واسط، ازطریق هر خطی که آزاد باشد ارتباط برقرار کند
مأبونیلغتنامه دهخدامأبونی . [ م َءْ ] (حامص ) حالت و چگونگی مأبون . مأبون بودن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مأبون شود.
مأوبلغتنامه دهخدامأوب . [ م ُ ءَوْ وَ ] (ع ص ) مجتمع کرده شده گرداگرد درخت . (منتهی الارب ). مدور. مجتمع. (ناظم الاطباء). منور. (محیط المحیط) (اقرب الموارد).
مأبورلغتنامه دهخدامأبور. [ م َءْ ] (ع ص ) خرمابن گشن داده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نخل یا زراعت اصلاح شده . (از اقرب الموارد). || سوزن خورانیده و منه کلب مأبور؛ یعنی سگ
مأبورةلغتنامه دهخدامأبورة. [ م َءْ رَ ] (ع ص ) سکة مأبورة؛ یعنی رسته ٔ خرمابن گشن و اصلاح داده شده . (منتهی الارب ). نخلة مأبورة؛ خرمابن گشن داده شده و سکة مأبوره ؛ راسته ٔ خر
مأبوضلغتنامه دهخدامأبوض . [ م َءْ ] (ع ص ) شتری که بند دست او را به بازو بسته باشند تا بلند باشد از زمین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بسته شده . (ناظم الاطباء). || آنک