خطیابیline hunting, LHواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که مشترک با استفاده از آن میتواند با گرفتن یک شماره و دستیابی به تعدادی واسط، ازطریق هر خطی که آزاد باشد ارتباط برقرار کند
مأولعلغتنامه دهخدامأولع.[ م ُ ءَ ل َ ] (ع ص ) دیوانه . (منتهی الارب ). دیوانه ومجنون . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مألوع .
مألوعلغتنامه دهخدامألوع . [ م َءْ ] (ع ص ) دیوانه ، مُاءَولَع مانند آن و ملحق به رباعی است به زیادت واو. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). دیوانه و مجنون . (ناظم الاطباء) (از اقرب ا
مجالعةلغتنامه دهخدامجالعة. [ م ُ ل َ ع َ ] (ع مص ) تنازع کردن مردم به فحش و دشنام در قمار یا شراب یا قسمت . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). یکدیگر را دشنام دادن و منازعه کردن در
کماًلغتنامه دهخداکماً. [ ک َم ْ مَن ] (ع ق ) از حیث چندی : فلان از این امر کماً و کیفاً آگاه است .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا).و رجوع به کَم ّ شود.- کماً و کیفاً ؛ از حیث چندی و
مأجلغتنامه دهخدامأج .[ م َءْ ] (ع ص ) گول مضطرب خلقت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). احمق مضطرب خلقت . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آب شور تلخ . || (اِ) پیکار و قتال . ||
مأجوجلغتنامه دهخدامأجوج . [ م َءْ ] (اِخ ) نام پسر یافث . (ناظم الاطباء). ابومعاذ مأجوج را یمجوج گفته . در حدیث است که یأجوج و مأجوج امتی اند از فرزندان یافث بن نوح علیه السل