خطیابیline hunting, LHواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که مشترک با استفاده از آن میتواند با گرفتن یک شماره و دستیابی به تعدادی واسط، ازطریق هر خطی که آزاد باشد ارتباط برقرار کند
ماوراءالنهرلغتنامه دهخداماوراءالنهر.[ وَ ئَن ْ ن َ ] (اِخ ) ناحیتی است که حدود مشرق وی حدود تبت است و جنوب وی خراسان و حدود خراسان و مغرب وی غور است و حدود خلخ و شمالش هم حدود خلخ است
ماوراءالنهریلغتنامه دهخداماوراءالنهری . [ وَ ئَن ْ ن َ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) منسوب به ماوراءالنهر. || اهل ماوراءالنهر. || زبان مردم ماوراءالنهر. || نوایی است از موسیقی قدیم گوشه ای از ر
خانات ماوراءالنهرلغتنامه دهخداخانات ماوراءالنهر. [ ت ِ وَ ئَن ْ / ئُن ْ ن َ ] (اِخ )اسم تاریخ جلوس به هجری قمری 1- جغتای 6242- قراهولاگو 6393- یسومنگو 645قراهولاگو(برای دفعه ٔ ثانی ) 6504- ا
جلال ماوراءالنهریلغتنامه دهخداجلال ماوراءالنهری . [ ج َ ل ِ وَ ءُن ْ ن َ ] (اِخ ) (حکیم ...) از شاعران است . سوزنی او را هجو کرده و او نیز شعرهای هجو بسیار داشت ولی سرانجام جمله ٔ اهاجی و هز
ماوراءلغتنامه دهخداماوراء. [ وَ ] (ع اِ مرکب ) ماورا. رجوع به ماورا شود.- ماوراءالطبیعه ؛ چون ارسطو پس از تدوین علوم طبیعی بدین کتاب پرداخت از این روی آن را مابعد طبیعت نام داد.