خطیابیline hunting, LHواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که مشترک با استفاده از آن میتواند با گرفتن یک شماره و دستیابی به تعدادی واسط، ازطریق هر خطی که آزاد باشد ارتباط برقرار کند
ماگنولیالغتنامه دهخداماگنولیا. [ ن ُ ] (لاتینی ، اِ) گیاهی است از رده ٔ دولپه ایهای جدا گلبرگ که سردسته ٔ تیره ٔ خاصی بنام ماگنولیاسه می باشد. درختی است بسیار زیبا که در آسیا و اروپ
ماگنولیافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گیاهی همیشهسبز با برگهای پهن و براق و گلهای زیبا و معطر بهرنگ زرد یا ارغوانی.۲. گلهای این گیاه.
ماگنولیاMagnoliaواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از ماگنولیائیان درختی یا درختچهای با حدود 225 گونه که بومی امریکای شمالی و مرکزی و هیمالیا و شرق آسیا هستند و به دلیل گلهای معطر و برگهای زیبا از اه
ماگنولیائیانMagnoliaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از ماگنولیاسانان درختی یا درختچهای با حدود هفت سرده و 23 گونه که بعضی از گیاهان آن همیشهسبزند، اما بیشتر آنها خزاندارند و برخلاف تیرههای دیگر ماگنول
ماگنولیاسانانMagnolialesواژههای مصوب فرهنگستانراستهای از دولپهایهای درختچهای یا بالارونده یا درختی با پنج تیره و حدود 154 سرده و 3000 گونه که با برخی راستههای دیگر، شاخۀ ماگنولید (magnoliid) را تشکیل م
مأنلغتنامه دهخدامأن . [ م َءْن ْ ] (ع مص ) بر تهیگاه یا بر ناف زدن و رسیدن آن را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پرهیز کردن و ترسیدن .(از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)