زبان عمومیgeneral language, general purpose language, GPL, everyday language, language for general purpose, LGPواژههای مصوب فرهنگستانزبان رایج و مشترک گویشوران یک جامعة زبانی برای ارتباط و فهم متقابل روزمره و عمومی
ملحجلغتنامه دهخداملحج . [ م ُ ح َ ] (ع اِ) پناهگاه . مُلتَحَج . (ازاقرب الموارد). رجوع به ملتحج شود. || (ص ) قفل ملحج ؛ قفلی که باز نشود. (از اقرب الموارد).
ملحجلغتنامه دهخداملحج . [ م َ ح َ ] (ع اِ) پناه جای .(منتهی الارب ) (آنندراج ). پناهگاه . (ناظم الاطباء).
ملحلغتنامه دهخداملح . [ م ِ ] (ع اِ) نمک . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نمک طعام و مذکر و مؤنث هر دو می آید ولی بیشترمؤنث می باشد. ج ، مِلاح . املاح . ملحة [ م ِ ل َ ح َ / م ِح