ملونلغتنامه دهخداملون .[ م ُ ل َوْ وَ ] (ع ص ) رنگارنگ کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). رنگارنگ . (ناظم الاطباء). رنگین . رنگ وارنگ . رنگ به رنگ . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گو
ملجونلغتنامه دهخداملجون . [ م َ ] (ع ص ) برگ کوفته ٔ به آرد و یا به هسته ٔ خرما و یا به جو آمیخته برای خوراک شتر. (از ناظم الاطباء).
ملونهلغتنامه دهخداملونه . [ م ُ ل َوْ وَ ن َ ] (ع ص ) تأنیث ملون . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به ملون شود.
ملوندلغتنامه دهخداملوند. [ م َل ْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان ده محمد است که در بخش طبس شهرستان فردوس واقع است 162 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).