مباشرةلغتنامه دهخدامباشرة. [ م ُ ش َ رَ ] (ع مص ) جماع کردن . (ترجمان القرآن ) (دهار) (آنندراج ). با کسی جماع کردن . (تاج المصادر بیهقی ). جماع کردن زن را، یا هر دو در یک جامه شدن
مبشرةلغتنامه دهخدامبشرة. [ م ُ ش َ رَ ] (ع ص ) امراءة مؤدمة مبشرة؛ زن دانا و حاذق و تجربه کار. (ناظم الاطباء). و رجوع به مبشر شود.
مشارجةلغتنامه دهخدامشارجة. [ م ُ رَ ج َ ] (ع مص ) به همدیگر مانا شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
مشارةلغتنامه دهخدامشارة. [ م َ رَ ] (ع مص ) شار شوراً و شیاراً و شیارة و مشاراً و مشارة. رجوع به شور شود. (ناظم الاطباء). انگبین چیدن از خانه ٔ زنبور عسل . (از منتهی الارب ) (از
مشارةلغتنامه دهخدامشارة. [ م َ رَ] (ع اِ) کرد زمین کشت . (منتهی الارب ) (از آنندراج ).کرد زمین . (مهذب الاسماء). اقرب الموارد در ذیل «م ش ر» آرد: کَردَة که در «ش و ر» بیان شد و ا