خودروِ کمآلایندهlow-emission vehicle, LEVواژههای مصوب فرهنگستانخودروی با موتور درونسوز که در مقایسه با خودروهای متعارف آلایندههای کمتری تولید میکند
مثرودةلغتنامه دهخدامثرودة. [ م َ دَ ] (ع ص ) ارض مثرودة؛ زمین اندک باران رسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مثردةلغتنامه دهخدامثردة. [ م ُ ث َرْ رَ دَ ] (ع ص ) ارض مثردة؛ زمین اندک باران رسیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
مثرودلغتنامه دهخدامثرود. [ م َ ] (ع اِ) ثرید. (منتهی الارب ) (آنندراج )(از اقرب الموارد). ترید. (ناظم الاطباء). اشکنه . ثریده . اُثرُدان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (ص ) ثو
مثردلغتنامه دهخدامثرد. [ م ِ رَ ] (ع اِ) آوندی که در آن ثرید سازند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کاسه که در آن ترید و اشکنه کنند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مثردلغتنامه دهخدامثرد. [ م ُ ث َرْ رِ ] (ع ص ) کسی که ذبیحه را به سنگ یا استخوان یا آهن کند کشد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
بچهها کنار حوض نشسته بودند و داشتند آب به سر و روی هم میپاشیدند.گویش اصفهانی تکیه ای: vačahâ kenâr hawz-de hâčašdabânde-vo ov-ešun de saroru yâ arit. طاری: vaččahâ lev-e hawz axxâyand-o ow-šun sarodüm-e yâ arit. طامه ای: vaččun kenâr-e h