مسافتنشست موجودlanding distance available, LDAواژههای مصوب فرهنگستانمسافتنشست قابلدسترس که برج مراقبت به خلبان اعلام میکند
میشوانلغتنامه دهخدامیشوان . [ میش ْ ] (اِخ ) دهی است در دو فرسخی بیشتر مشرقی دارنجان به فارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ).
میشگانلغتنامه دهخدامیشگان . (اِخ ) معرب آن میشجان است و آن روستائی است در راه اسفرایین . (از لباب الالباب ).
میشجانیلغتنامه دهخدامیشجانی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب است به میشجان که دیهی است در راه اسفراین . (از الانساب سمعانی ).
میشکاناتلغتنامه دهخدامیشکانات . (اِخ ) ناحیتی از نی ریز فارس و سبیل آن سبیل نی ریز است در همه احوال و به روایتی چنان است کی خیره و نی ریز هم از کوره ٔ دارابجرد است . (فارسنامه ٔ ابن