مسافتنشست موجودlanding distance available, LDAواژههای مصوب فرهنگستانمسافتنشست قابلدسترس که برج مراقبت به خلبان اعلام میکند
جمیشلغتنامه دهخداجمیش . [ ج َ ] (ع ص ) زهار سترده موی . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). || نوره ٔ سترنده . || جایی بی نبات و گیاه . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
میشفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگوسفند ماده و دنبهدار: ◻︎ کهین تخت را نام بُد میشسار / سر میش بودی بر او بر نگار (فردوسی: ۸/۲۷۹).
کمیشلغتنامه دهخداکمیش . [ ک َ ] (ع ص ) مرد تیزرو و سبک و کافی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرد تیزرو. (از اقرب الموارد). || اسب خردنره . (منتهی الارب ) (آنندراج )