مزدورانلغتنامه دهخدامزدوران . [ م ُ ] (اِخ ) ده مرکز دهستان مزدوران بخش سرخس شهرستان مشهد، در 90هزارگزی جنوب غربی سرخس سر راه مشهد به سرخس ، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل واقع و دارای
مزدورانلغتنامه دهخدامزدوران . [ م ُ ] (اِخ ) نام قریه ٔ بزرگی است به میان مشهد و سرخس و طایفه ٔ ساکن آنجا هفتصد خانوار و جلایراند. (آنندراج ).
مزدورانلغتنامه دهخدامزدوران . [ م ُ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش سرخس شهرستان مشهد و محدود است از طرف شمال به دهستان چهچهه ، از جنوب به دهستان نوروزآباد، از غرب به کوه آلاداغ
مزدورانهلغتنامه دهخدامزدورانه . [ م ُ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) همانند مزدور. چون مزدور. مانند شخص اجیر و مزدور. (ناظم الاطباء). رجوع به مزدور شود.
مزدفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجر، اجرت، بهره، پاداش، پاداشن، ثواب ۲. حقالعمل، حقالقدم، دسترنج، کرایه ۳. کارمزد، کمیسیون ۴. جزا، عوض، مکافات ۵. نصیب
عدد ردهبندی بارload classification numberواژههای مصوب فرهنگستانسامانة ردهبندیای که نشاندهندة مقاومت روسازی محوطة فرودگاه در برابر وزن هواگرد و جز آن است اختـ . ع. ر. ب. LCN