مزاوجتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ازدواج، تزویج، زناشویی، عروسی، مناکحت، وصلت ۲. ازدواج کردن، زناشویی کردن ≠ جدایی، طلاق
مزاوجت کردنفرهنگ مترادف و متضادازدواج کردن، زن گرفتن، وصلت کردن، مناکحت کردن، زناشویی کردن، همسر گزیدن
آتشی مزاجدیکشنری فارسی به انگلیسیcholeric, inflammable, fiery, hot-tempered, hotheaded, irascible, peppery, quick-tempered, spitfire, warm