کمنگرانکنندهleast concern, LCواژههای مصوب فرهنگستانآرایهای فراوان و شایع که با کمترین مخاطره مواجه است و بنابراین، در طبقهبندیهای بسیاردرخطر یا درخطر یا آسیبپذیر یا روبهتهدید اتحادیة جهانی حفاظت قرار نمیگی
استوارنامهletter of credence/ letter of credences, LC, credence, diplomatic credentials, credentials1 `واژههای مصوب فرهنگستانتأییدنامه یا سندی که عالیترین مقام دولت فرستنده به سفیر خود میدهد تا در آغاز مأموریت به عالیترین مقام کشور پذیرنده تسلیم کند
مزوبلاستلغتنامه دهخدامزوبلاست . [م ِ زُ ب ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام هر یک از دو برگه ٔ خارجی و داخلی (احشائی ) مزودرم که در جریان نمو رویانی جانوران پر سلولی (باستثنای اسفنجها و سلانتر
جمزلغتنامه دهخداجمز. [ ج َ ] (ع اِ) بقیه ٔ تنه ٔ خرمابن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، جُموز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جمزلغتنامه دهخداجمز. [ ج َ ](ع مص ) استهزا کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). فعل آن از باب نصر است . (منتهی الارب ). || رفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || دویدن و شتا
مزکولغتنامه دهخدامزکو. [ م ُ زَ / م ُ زَک ْ کو ] (اِ) نوعی از طعام . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).