مشروبلغتنامه دهخدامشروب . [ م َ ] (ع ص ، اِ) آشامیده شده . هر چیز آشامیده شده . و هر چیز آشامیدنی و قابل شرب . (ناظم الاطباء). نوشابه . (فرهنگستان ).- مشروب و مأکول ؛ آب و غذا.
لبگویش خلخالاَسکِستانی: ləv دِروی: ləv شالی: ləv کَجَلی: lav کَرنَقی: ləv کَرینی: ləv کُلوری: ləv گیلَوانی: ləv لِردی: ləv