مشدوهلغتنامه دهخدامشدوه . [ م َ ] (ع ص ) بیخود و سرگشته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشغول . (محیط المحیط). || بازداشته شده . (ناظم الاطباء).
گمشدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیگم، گمنشان، مفقود، مفقودالاثر، ناپدید ۲. خودباخته ۳. تباهشده، ضایع، نابود ≠ یافته
گمشدهلغتنامه دهخداگمشده . [ گ ُ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مفقود. فقید. یاوه . یافه . هرزه . خله . گم گشته . (یادداشت مؤلف ). ضالَّة. (دهار) (منتهی الارب ). ضال َّ. (ترجمان القر