مشاوراتلغتنامه دهخدامشاورات . [ م ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ مشاورة : و درهمه ٔ اصناف خطابت مفید اما تعلق ممکن و غیرممکن به مشاورات و کاین و غیرکاین به مشاجرات و تعظیم و تحقیر او به منافرات
مشاراتلغتنامه دهخدامشارات . [ م ُ ] (از ع ، اِمص ) بیع و شری . خرید و فروش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مشاراة شود.
جمشاکلغتنامه دهخداجمشاک . [ ج َ ] (اِ) کفش و پای افزار را گویند. (برهان ). چمشاک . جمشک . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
چمشاکلغتنامه دهخداچمشاک . [ چ َ ] (اِ) پاافزار و کفش را گویند. (برهان ). بمعنی چمتاک و چمتک است که کفش را گویند. (از جهانگیری ). کفش و چیزی شبیه به چارق عجم که از بیت المقدس آرند
مشالغتنامه دهخدامشا. [ م َ ] (ع اِ) (از «م ش و») گزر و گیاهی است شبیه آن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). گزر و زردک و گیاهی است شبیه به آن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).