مُّشْفِقُونَفرهنگ واژگان قرآننگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند ک
مُشْفِقِينَفرهنگ واژگان قرآننگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند ک
شَفَاعَتُهُمْفرهنگ واژگان قرآنشفاعتشان (شفاعت از ماده ش - ف - ع است ، که در مقابل کلمه وتر به معني تک بکار ميرود ، در حقيقت شخصي که متوسل ، به شفيع ميشود نيروي خودش به تنهائي براي رسيدنش
صولتفرهنگ نامها(تلفظ: so(w)lat) (عربی) فر و شکوه معمولاً ناشی از برتری کسی یا چیزی بر دیگران ، هیبت ؛ (در قدیم) شدت، سختی ، حمله .
منزلتفرهنگ نامها(تلفظ: manze(a)lat) (عربی) ارزش و اهمیت ؛ (در قدیم) مقام ، درجه ؛ نظم و انضباط ؛ حد ، پایه .
بادام تلخگویش خلخالاَسکِستانی: tella bâdâm دِروی: tella bâdâm شالی: talla bâdâm کَجَلی: ta:l-a vâyâm کَرنَقی: talla bâdâm کَرینی: talla bâdâm کُلوری: talla bâdâm گیلَوانی: talla b