دیرترین آغازlate start date, LSواژههای مصوب فرهنگستانرویکردی در باستانشناسی از دهۀ 1960 به بعد که به مطالعۀ رفتار انسان در محیطزیست پیشازتاریخ میپردازد و بهشدت تحت تأثیر مفاهیم رفتارشناسی جانوری است
مَسَّفرهنگ واژگان قرآنرسيد - تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
مؤسلغتنامه دهخدامؤس . [ م َ ئو ] (ع ص ) سخن چین و نمام . (ناظم الاطباء). مؤوس . مائس . ممأس . مئوس .
مؤوسلغتنامه دهخدامؤوس . [ م َ ئو ] (ع ص )سخن چین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مائس . (منتهی الارب ). || مفسد. (از اقرب الموارد).
موسلغتنامه دهخداموس . (اِخ ) دهی است از دهستان ززوماهرو بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع در 80 هزارگزی جنوب باختری الیگودرز با 387 تن سکنه . آب آن از چاه و قنات و راه آن مالرو
موسلغتنامه دهخداموس . [ م َ ] (ع مص ) موی ستردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تراشیدن . (المصادر زوزنی ). || ستردن موی سر کسی را. (ناظم الاطباء). || استوار کردن ا
ال . اس . دیفرهنگ انتشارات معین(اِ. اِ) [ انگ . ]L.S.D (اِ.) نوعی مواد مخدر با خاصیت توهُّم زا که در کشورهای غربی مصرف فراوان دارد.
شغالگویش خلخالاَسکِستانی: š:âl دِروی: kašâl شالی: kašâl کَجَلی: šakkâl کَرنَقی: kašâl کَرینی: susar کُلوری: kašâl گیلَوانی: šâ:l لِردی: šakâl