مئمةلغتنامه دهخدامئمة. [ م ِ ءَم ْ م َ ] (ع ص ، اِ) مؤنث مِئَم ّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و رجوع به مئم شود.
مَيْمَنَةِفرهنگ واژگان قرآنيُمن و سعادت و مبارکی ( کلمه ميمنة از ماده يمن است که مقابل شوم است و معنايي بر خلاف آن دارد پس اصحاب ميمنة اصحاب و دارندگان يمن و سعادتند ، و در مقابل آنان اصح
قَيِّمَةٌفرهنگ واژگان قرآنپايدار و استوار-قائم (قائم به امر بندگان واين بدان جهت است که اين کتاب خير دنيا و آخرت پيرو خود را تامين و تضمين نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ايشان است
رئمةلغتنامه دهخدارئمة. [ رِءْ م َ ] (ع اِ) مؤنث رئم . آهوی سپید خالص . (از متن اللغة). و رجوع به رئم شود.
دائمةالمطلقةلغتنامه دهخدادائمةالمطلقة. [ ءِ م َ تُل ْ م ُ ل َ ق َ ] (ع ترکیب اضافی ) در اصطلاح منطق قضیه ای موجهه که در آن حکم شود به دوام نسبت ثبوتیه یا سلبیه مادامی که ذات موضوع موجود