عمل مؤدبانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ادب، تعظیم، کرنش، درود، سلام، دست دادن، مصافحه، خوشامد، تعارف، احترامات تشویق سلامٌعلیکم، علیکالسلام (علیکمالسلام)
مُؤْتَفِکَاتِفرهنگ واژگان قرآنزیر و رو کننده ها (بعضي از مفسرين گفتهاند : مؤتفکه عبارت است از قراء و آباديهاي قوم لوط که اهل خود را ائتفاک کرد ، يعني زير و رو کرد . احتمال هم دادهاند که مرا
مُؤْتَفِکَةَفرهنگ واژگان قرآنزیر و رو کننده (بعضي از مفسرين گفتهاند : مؤتفکه عبارت است از قراء و آباديهاي قوم لوط که اهل خود را ائتفاک کرد ، يعني زير و رو کرد . احتمال هم دادهاند که مراد ا
مُّؤَجَّلاًَفرهنگ واژگان قرآنمدت دار- موعد دار (اسم مفعول از کلمه أجل به معناي غايت و نهايتي است که زمان دين و يا هر چيز ديگري بدان منتهي ميگردد ، گاهي هم اطلاق ميشود به مجموع زمان دين ، نه
مُّؤْصَدَةٌفرهنگ واژگان قرآنسرپوشیده - سر بسته (عبارت "إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ"يعني آتش بر آنان منطبق است ، به اين معنا که از آنان احدي بيرون آتش نميماند ، و از داخل آن نجات نميياب
شناسۀ باندrunway designatorواژههای مصوب فرهنگستانترکیبی از شمارهجهت و حروف L و R و C که علاوه بر جهت باند، چپ یا راست یا وسط بودن باند را هم مشخص میکند
اسبفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (زیستشناسی) پستانداری علفخوار، سمدار، و با یال و دُم بلند که برای سواری، بارکشی، یا مسابقه از آن استفاده میشود.۲. (ورزش) در شطرنج، مهرهای به شکل سر اسب
تصویرنماenoscopeواژههای مصوب فرهنگستانجعبهای به شکل L که هر دو طرف آن باز است و آینهای با زاویۀ 45 درجه در داخل آن کار گذاشته شده است و در کنار جاده نصب میشود تا سرعت خودروها را اندازهگیری کند