خطیابیline hunting, LHواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که مشترک با استفاده از آن میتواند با گرفتن یک شماره و دستیابی به تعدادی واسط، ازطریق هر خطی که آزاد باشد ارتباط برقرار کند
مچاچنگلغتنامه دهخدامچاچنگ . [ م َ چ َ ] (اِ) کیری باشد از ادیم سعتریان دارند. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 281). آلت چرمی که زنان بدکاره استعمال کنند، در فرهنگ سروری به هر دو جیم تازی
مجاجنگلغتنامه دهخدامجاجنگ . [م َ ج َ ] (اِ) چرمینه را گویند و آن چیزی باشد مانندآلت تناسل که از چرم دوزند و زنان آتش شهوت بدان فرونشانند، و با جیم فارسی هم آمده است . (برهان ). چر
مواجنلغتنامه دهخدامواجن . [ م َ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ میجنة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به میجنة شود.
مچا چنگفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهچیزی شبیه آلت تناسلی مرد که از چرم میساختهاند؛ چرمینۀ زنان؛ جیرچنگ؛ جیرجنگ؛ جیزجنگ.