چَمَّرَهگویش بختیاریچنبره، دایره، حلقهاى از چوب بسیارمحکم اَرجِن که در کشاورزى بهجاىحلقه آهنى از آن استفاده کنند.
مورچهلغتنامه دهخدامورچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) مصغر مور یعنی مور خرد و کوچک . (ناظم الاطباء). مور خرد. ذره . ذر.(حاشیه ٔ برهان چ معین ). مصغر مور است هم چنانکه باغچه مصغر باغ
مورچهگویش خلخالاَسکِستانی: murjâna دِروی: murjâna شالی: mujâna کَجَلی: mužmâneg کَرنَقی: murjâna کَرینی: mujâna کُلوری: murjâna گیلَوانی: tella murjâna لِردی: murjâna
ثابت رطوبتسنجشیpsychrometric constantواژههای مصوب فرهنگستاننسبت گرمای ویژۀ (Cp) هوای مرطوب در فشار ثابت به گرمای نهان (Lv) تبخیر آب متـ . ثابت رطوبتسنجی