ولتاژ پایینlow voltage, LVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ حداکثر هزار ولت که در شبکههای توزیع به کار میرود
مجرگلغتنامه دهخدامجرگ . [ م َ ج َ ] (اِ) سخره و بیگار بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 278). به معنی بیگار باشد یعنی مردم را به زور و ستم و بی اجرت و مزدوری کار فرمودن . (برهان ). ک
مؤرکلغتنامه دهخدامؤرک . [ م ُءْ رِ ] (ع ص )نازل شونده در اراک . (از منتهی الارب ). آنکه فرود می آید در زمین اراک ناک برای چرانیدن شتر. ج ، مؤرکون ؛ یقال : قوم مؤرکون . (از من
مؤرکلغتنامه دهخدامؤرک . [ م ُ ءَرْ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأریک . پوشاننده و آراینده به اریکه . آنکه حجله ٔ عروس را به اریکه و تحف زینت می دهد. (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مگرلغتنامه دهخدامگر. [ م َ گ َ ] (حرف اضافه ، ق ) ترجمه ٔ الا و از برای استثنا آید. (برهان ). کلمه ٔ استثناست به معنی الا و لیکن و بغیر و جز و سوا. (ناظم الاطباء). حرف استثناست
مورلغتنامه دهخدامور. (اِ) حشره ای است از راسته ٔ نازک بالان که تیره ٔخاصی را به نام تیره ٔ مورچگان در این راسته به وجود می آورد. این حشره جانوری است اجتماعی و از نظر هوش و غریز
ثابت رطوبتسنجشیpsychrometric constantواژههای مصوب فرهنگستاننسبت گرمای ویژۀ (Cp) هوای مرطوب در فشار ثابت به گرمای نهان (Lv) تبخیر آب متـ . ثابت رطوبتسنجی