مجومردلغتنامه دهخدامجومرد. [ م َ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان اشیان است که دربخش اشکذر شهرستان یزد واقع است و 1771 تن سکنه و مسجد قدیمی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
مجومردواژهنامه آزادرضوانشهر نام یکی از شهرهای استان یزد است. نام آن قبلاً مَجومِرد بوده و ریشه در زبان فارسی قدیم دارد به معنای مرد جویای محبت. این شهر دارای تاریخی دو هزار ساله م
مجمردارلغتنامه دهخدامجمردار. [ م ِ م َ ] (نف مرکب ) مجمر دارنده . مجمره گردان . آنکه مجمر به دست گیرد عطرآگین کردن مجلس را : صد و پنجاه مجمردار دلکش فکنده بویهای خوش در آتش . نظامی
موج مردهswell 2واژههای مصوب فرهنگستانموجی که مسافت زیادی را از موجگاه طی کرده است و در مقایسه با دیگر امواج برخاسته از آن موجگاه، دورۀ تناوب بلندتر و منظمتر و همچنین ستیغ تختتری دارد متـ . موج د
پیشبینی موج مردهswell forecastواژههای مصوب فرهنگستانپیشبینی اندازه و بسامد وقوع یک موج مرده در فاصلهای دور از محل تولید متـ . پیشبینی موج دورآ