ولتاژ پایینlow voltage, LVواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از سطوح ولتاژ حداکثر هزار ولت که در شبکههای توزیع به کار میرود
مورةلغتنامه دهخدامورة. [ رَ ] (ع اِ) پشم ریخته ٔ گوسفند خواه زنده باشد و یا مرده . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
مؤجرةلغتنامه دهخدامؤجرة. [ م ُءْ ج ِ رَ ] (ع ص ) مؤنث مؤجر. (یادداشت مؤلف ). زن که مباح کند خود را به مزد. (منتهی الارب ). و رجوع به مؤجر شود.
مؤجرةلغتنامه دهخدامؤجرة. [ م ُءْ ج َ رَ ] (ع مص ) به کرایه دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ایجار. و رجوع به ایجار شود.
مَرَّةٍفرهنگ واژگان قرآنبار - دفعه - یک بار - دو بار (کلمه مرة به معناي يک دفعه است ، پس کلمه مرتان به معناي دو دفعه است ، و از ماده مرور گرفته شده ،و دلالت می کند يک بار انجام یک عمل
مِرَّةٍفرهنگ واژگان قرآنشدت و يا پختگي عقل و رأي - درايت و توانمندى شگفت (از ماده مرور گرفته در این وزن نوع خاصی از مرور را می رساند )
مَرْوَةَفرهنگ واژگان قرآننام كوهي بوده در نزديكي كعبه كه يكي از اعمال حج ، هفت مرتبه طي كردن مسافت بين محل اين كوه و كوه صفا است با نام سعي صفا و مروه (فاصله اين دو كوه حدود ۴۲۰ متر است
ثابت رطوبتسنجشیpsychrometric constantواژههای مصوب فرهنگستاننسبت گرمای ویژۀ (Cp) هوای مرطوب در فشار ثابت به گرمای نهان (Lv) تبخیر آب متـ . ثابت رطوبتسنجی