موسیقیدانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ] موسیقیدان، سراینده، آهنگساز نوازنده، مطرب، خواننده، رهبر ارکستر، آرتیست خنیاگر، رامشگر، مغنی باربد نوازنده، ویولنیست، ویولنزن، شیپورچی، بوقی
موسیقیدانmusicianواژههای مصوب فرهنگستانکسی که در ساخت یا رهبری یا اجرای موسیقی، بهخصوص موسیقیسازی، تبحر داشته باشد