کمونلغتنامه دهخداکمون . [ ک ُ ] (ع اِمص ) پوشیدگی و پنهانی . (ناظم الاطباء). پوشیدگی . خفاء. نهفتگی . مقابل بروز و ظهور. (فرهنگ فارسی معین ) : استحالت نبیند بلکه کمون بیند. (دان
کمونلغتنامه دهخداکمون . [ ک ُ ] (ع مص ) پوشیده شدن (از باب نصر و سمع). (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استخفاء. تواری . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). پنهان گش
مجنلغتنامه دهخدامجن . [ م ُ ج ِ ] (اِخ ) قصبه ای جزو دهستان پشت بسطام در بخش قلعه نو شهرستان شاهرود است که در 42 هزارگزی غرب قلعه نو واقع است . کوهستانی و سردسیر است و 3400 تن
مؤونلغتنامه دهخدامؤون . [ م ُ ءَوْ وِ ] (ع ص ) خر خورنده ٔ علف تا شکمش درآگنده شود. (از منتهی الارب ).