موتالغتنامه دهخداموتا. [ م َ ] (از ع ، ص ) «موتی ». در معنی مفرد مرده و میت و فوت شده . (ناظم الاطباء).
موتانلغتنامه دهخداموتان . [ م َ ] (ع ص ، اِ) بی جان ، خلاف حیوان . گویند اشتر الموتان و لاتشترالحیوان ؛ یعنی خریداری کن اراضی و خانه ودکان و جز آن را، و خریداری مکن برده و ستور و
مجتاحلغتنامه دهخدامجتاح . [ م ُ ] (ع ص ) خراب کننده و مهلک و مفسد. (ناظم الاطباء). هلاک گرداننده و ازبیخ برکننده . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مجتابلغتنامه دهخدامجتاب . [ م ُ ] (ع ص ) پیراهن پوشیده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || گذرنده از چیزی . (ناظم الاطباء). برنده ٔ مسافت . (از منتهی الارب )