مجاسلغتنامه دهخدامجاس . [ م َجاس س ] (ع اِ) ج ِ مَجَسَّه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به مجسة شود.
مؤاساةلغتنامه دهخدامؤاساة. [ م ُ آ ] (ع مص ) مساوات کردن کسی را در نفس خود و در مال خود. (ناظم الاطباء). || غمخواری نمودن کسی را به مال خود و از مال خود به وی دادن و او را پیشوای
مواساةلغتنامه دهخدامواساة. [ م ُ ] (ع مص ) یاری دادن کسی را. لغت ردیه است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). یاری کردن و به مال و تن با کسی غمخواری کردن و لفظ مواسات مهموزالفا