مولهلغتنامه دهخداموله . [ ل َه ْ ] (ع ص ) به سوی دشت رهاکرده : ماء موله ؛ آب روان کرده به سوی دشت . (از منتهی الارب ، ماده ٔ ول هَ). آب رهاکرده و روان شده به سوی دشت . مُوَلَّه
مولهلغتنامه دهخداموله . [ م ُ وَل ْ ل َه ْ ] (ع ص ) شیفته و عاشق و دیوانه .(غیاث ) (آنندراج ). واله . شیدا و مجنون : بدخو شود از عشرت او سخت نکوخوعاقل شود از صحبت او سخت موله .
مجلهفرهنگ مترادف و متضاد۱. نشریه هفتگی ≠ جریده، ژورنال، سالنامه، فصلنامه، گاهنامه، ماهانه، نشریه ۲. بوری، عید یهود