مولویتلغتنامه دهخدامولویت . [ م َ / مُو ل َ وی ی َ ] (از ع ، اِمص ) مولایی . آقایی . سیادت . (یادداشت مؤلف ) : تا خفض جناح تو شود و نتن مولویت و رعونت از تو بیرون رود. (مزارات کر
نومولیتلغتنامه دهخدانومولیت . (فرانسوی ، اِ) جانورانی تک سلولی از رده ٔ روزن داران که دارای صدفی مارپیچی و کم ضخامت شبیه سکه بوده اند و صدف آنها مشتمل بر تعداد زیادی خانه های کوچک
ملجأیتواژهنامه آزادمصدر جعلی از ملجا می باشد به معنای ملجا بودن، پناه بودن، پناهگاه بودن، مامن بودن، ملاذیت، مأمنیت
مجهولیتلغتنامه دهخدامجهولیت . [ م َ لی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مأخوذ از تازی ، ناشناسی . (ناظم الاطباء). و رجوع به مجهول شود.
گراف یالیline graph, covering graph, adjoint graph, derived graph, edge graphواژههای مصوب فرهنگستانبرای گراف مفروض G، گرافی مانند (G)L که رأسهای آن یالهای G هستند و دو رأس در(G)L به هم وصل میشوند، هرگاه یالهای متناظر در G دارای رأس مشترک باشند