مؤمناتلغتنامه دهخدامؤمنات . [ م ُءْ م ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مؤمنة. (ناظم الاطباء). زنان ایمان آورنده . زنان باایمان . (یادداشت مؤلف ) : در دعای مؤمنین و مؤمناتی زآنکه هست زیر با
مؤناتلغتنامه دهخدامؤنات . [ م َ ئو ] (ع اِ) ج ِ مؤنة. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به مؤونة و مؤونات و مؤونت شود.
مؤوناتلغتنامه دهخدامؤونات . [ م َ ئو ] (ع اِ) ج ِ مؤونة. (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء) (دهار). || سختیها. مشکلات . رنجها.دشواریها. (از یادداشت مؤلف ) : باز در عواقب کارهای عا
جملغتنامه دهخداجم . [ ج َ ] (اِ) پادشاه بزرگ . (برهان ). || منزه و پاکیزه را نیز گویند. (آنندراج ) (برهان ). چم ، تمیز بود : کس چه داند که روسبی زن کیست در دل کیست شرم و حمیت