مؤرسلغتنامه دهخدامؤرس . [ م ُ ءَرْ رِ ] (ع ص ) کار و خدمت گیرنده از کسی . (آنندراج ). || آن که از کسی طلبکار است و خدمت میکند. (ناظم الاطباء). || آن که کشاورز گشته باشد. (ناظم
مورسلغتنامه دهخدامورس . [ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ایراس . (منتهی الارب ). || وارس . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ، ماده ٔ ورس ). و رجوع به ایراس و وارس شود. || درخت برگ آورنده .
مورسلغتنامه دهخدامورس . [ م ُ وَرْ رَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از توریس . مورسة.به ورس رنگ کرده . (یادداشت مؤلف ). رنگ شده به گیاه ورس . (ناظم الاطباء). به ورس رنگ کرده . (از منتهی
مجرسلغتنامه دهخدامجرس . [ م ُ ج َرْ رَ ] (ع ص ) مرد کارآزموده . (آنندراج ) (منتهی الارب ). کسی که کارآزموده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مجرسلغتنامه دهخدامجرس . [ م ُ ج َرْ رِ ] (ع ص ) آزماینده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آزماینده و امتحان کننده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گوینده و متکلم . (ناظم ال