نصرةلغتنامه دهخدانصرة. [ ن َرَ ] (ع اِ) باران تام . (از اقرب الموارد) (از المنجد). نُصرَة. (المنجد).
نصرةلغتنامه دهخدانصرة.[ ن ُ رَ ] (ع اِمص ) یاری کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 100). یاری دادن . (آنندراج ). یاری گری . (ناظم الاطباء). نصر. (المنجد). رجوع به نصرت شود. || خوبی
نصرةالدین کبودجامهلغتنامه دهخدانصرةالدین کبودجامه . [ ن ُ رَ تُدْ دی ن ِ ک َ م َ ] (اِخ ) امیر عشایر کبودجامه است که در اراضی میان استراباد و خوارزم ساکن بودند، وی به سال 600 هَ . ق . به دست
نصرةالدین هزارسپلغتنامه دهخدانصرةالدین هزارسپ . [ ن ُ رَ تُدْ دی ن ِ هََ رَ ] (اِخ ) ابن ابوطاهر محمد، دومین از اتابکان هزار اسپی لرستان است . وی از 600 تا 650 هَ . ق . حکومت کرد. (از تاریخ
نصرةالدینلغتنامه دهخدانصرةالدین . [ ن ُ رَ تُدْ دی ] (اِخ ) (... شاه ) یحیی بن شرف الدین مظفربن امیر مبارزالدین محمد ملقب به نصرةالدین شاه . رجوع به تاریخ عصر حافظ ص 79 و یحیی بن شرف
نصرةالدینلغتنامه دهخدانصرةالدین . [ ن ُ رَ تُدْ دی ] (اِخ ) (اتابک ...) ابوبکربن محمدبن ایلدگز، از اتابکان آذربایجان است و پس از عم خویش قزل ارسلان بن ایلدگز به سال 587 هَ . ق . به پ
نصرةالدینلغتنامه دهخدانصرةالدین . [ ن ُ رَ تُدْ دی ] (اِخ ) احمدبن یوسف شاه از اتابکان لرستان است ، وی از 699 تا 733 هَ . ق . سلطنت کرد. کتاب المعجم فی آثار ملوک العجم به نام این پاد