نصةلغتنامه دهخدانصة. [ ن َص ْ ص َ ] (ع اِ) گنجشگ ماده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عصفورة. (متن اللغة) (اقرب الموارد).
نصةلغتنامه دهخدانصة. [ ن ُص ْ ص َ ] (ع اِ) توک موی یا موی که از پیش بر روی زن افتد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). آن قسمت از موی که بر پیشانی افتد. (
نصيحةدیکشنری عربی به فارسیاندرز , رايزني , صوابديد , مشورت , مصلحت , نظر , عقيده , پند , نصيحت , اگاهي , خبر , اطلا ع
نوصةلغتنامه دهخدانوصة. [ ن َ ص َ ] (ع اِ) یک بار شستن با آب و جز آن . (ناظم الاطباء). غسل با آب و غیر آن .اصل آن موصة است و حرف میم قلب به نون شده است . (ازاقرب الموارد) (از متن