نسر واقعلغتنامه دهخدانسر واقع. [ ن َ رِ ق ِ ] (اِخ ) ستاره ای است روشن به صورت کرکسی که از بالا به فرود آینده باشد و آن به جانب قطب جنوب است . ستاره ای است روشن با دو ستاره ٔ دیگر و
نسر واقعفرهنگ انتشارات معین( ~. قِ) [ ع . ] (اِمر.)یکی از ستاره های قدر اول صورت فلکی چنگ رومی (شلیاق ) .
کنسرولغتنامه دهخداکنسرو. [ ک ُ س ِرْوْ ] (فرانسوی ، اِ) ماده ٔ خوراکی که آن را به صورت استریلیزه در قوطی یا محفظه ای کاملاً مسدود نگهداری کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
کونسرلغتنامه دهخداکونسر. [ ] (اِخ ) شهری است [ به هندوستان ] و اندر او بتخانه هاست . (حدود العالم ).
کونسرولغتنامه دهخداکونسرو. [ کُن ْ س ِرْوْ ] (فرانسوی ، اِ) کنسرو. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کنسرو شود.
نسرلغتنامه دهخدانسر. [ ن َ ] (اِخ ) نام دوستاره است در فلک موسوم به نسر طایر و نسر واقع. (برهان قاطع) (از منتهی الارب ). در ستاره های ثوابت رصدشده ٔ آسمان دو ستاره است که نسر ن