نسخهبرداری کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه برداری کردن، ازرو کشیدن، نقل کردن، تکرار کردن تولید مثل کردن
نقشهبرداری حدنگاشتیcadastral surveyingواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از نقشهبرداری که به تعیین ابعاد و مشخصات و نقشهسازی و ثبت حدود املاک میپردازد
نقشهبرداری دستگاهیinstrumental surveyingواژههای مصوب فرهنگستانتهیة نقشة مکانها و محوطههای باستانی با استفاده از ابزارهای نقشهبرداری، مانند دستگاه موقعیتیاب جهانی و دوربین نقشهبرداری
نقشهبرداری نجومیastronomical survey, astronomical surveying, survey 3واژههای مصوب فرهنگستانتصویرگیری و نقشهبرداری منظم و پوششی از ناحیهای از آسمان